تبليغاتX
رخنه
به نام علی(ع) آفرینی که نامش خداست

سال نو مبارک

امام صادق (ع):نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و باد های  ناگهانی وزیدن گرفت وستاره ی زمین در چنین روزی  ایجاد شد... نوروز روزی است علی (ع) خوارج را در آن روز هلاک کرد –گل های زمین در آن روز خلق شد-در جنین روزی بود که کشتی حضرت نوح بر کوه جودی نشست –همان روزی که جبرِئیل بر پیامبر (ص) نازل شد-همان روزی است که ابراهیم (ع)بت ها را شکست –در همین روز محمد (ص)علی (ع)را بر دوش خود حمل کرد تا بت های قریش را سرنگون کند- در چنین روزی حضرت مهدی علیه السلام ظهور می فرماید و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنین روزی داریم-

نوروز روزی است که در آن پیامبرخدا صلی الله علیه و اله برای امیر المومنین پیمان گرفت و آن حضرت را به امامت بعد از خودشان منصوب فرمود.

سال نو مبارک

نوشته شده توسط علی در ساعت 15:38 | لینک  | 

آنگاه بانوي پر غرور عشق خود را ديدم

در آستانه پر نيلوفر،

كه به آسمان باراني مي انديشيد

 

و آنگاه بانوي پر غرور عشق خود را ديدم

در آستانه پر نيلوفر باران،

كه پيرهنش دستخوش بادي شوخ بود

 

و آنگاه بانوي پر غرور باران را

در آستانه نيلوفرها،

كه از سفر دشوار آسمان باز مي آمد.

 

                                  (احمد شاملو)

نوشته شده توسط علی در ساعت 16:29 | لینک  | 

Father:Myboy,when you grow up I want you to be a gentleman

 

Boy:I do not want to be a gentleman pop.I want to be like you.

نوشته شده توسط علی در ساعت 19:34 | لینک  | 

خوشی های زندگی چون جنگلی ست که از دور زیباست ولی از نزدیک حس نمی شود.

                                                                                                    (شوپنهاور)

نوشته شده توسط علی در ساعت 10:43 | لینک  | 

میتوانید انسانی را به کسب دانش رهنمون کنید.اما نمی توانید او را وادار به انیشیدن کنید.
نوشته شده توسط علی در ساعت 17:48 | لینک  | 

 بعد از چند وقت دوباره اومدم با یه شعر! اومدم که بازم بنویسم برا ی خودم و تو!بعد چند وقت دوباره اومدم! اومدم تا بازم وبگردی کنم! نظر بدم نظر بخونم! اومدم بنویسم و بخونم!

                                                            نیایش

خدايا ، بنده اي درد آ شنايم

بسر افتاده اي بي دست وپايم

 

ز غمها سينه ام درياست، دريا

گواهم گريه هاي هايهايم

 

به در گاه تو مي نالم به زاري

مرا بگذار با اين ناله هايم

 

مرا در آتش عشقت بسوزان

مكن زين شعله ي سركش رهايم

 

از اين آتش، دلم را شعله ور كن

بسوزان، سوز دل را بيشتركن

 

به آه در گلو بشكسته، سو گند

بسوز سينه هاي خسته سوگند

 

به غم پرورده ي محنت نصيبي

كه در خون جگر بنشسته، سوگند

 

به اشك مادري كز داغ فرزند ـــ

فرو ريزد برخ پيوسته سوگند

 

به بيماري كه در هنگامه ي مرگ ـــ

برآيد ناله اش آهسته ، سوگند

 

به آن برگشته ايام نگون بخت   

 

                                               (مهدی سهیلی)

 

نوشته شده توسط علی در ساعت 19:9 | لینک  |