(دیل کارنگی)
فردوسی در استان خراسان، در ایران، در دهکدهای در نزدیکی توس به دنیا آمد.اثر بزرگ حماسی او، شاهنامه، در حدود پنجاه هزار بیت است. در دورهی زندگی فردوسی، غزنویان بر ایران مسلط شدند و پادشاه وقت ایران سلطان محمود غزنوی بود. شاهنامه آنچنان که باید و شاید مورد عنایت محمود قرار نگرفت و فردوسی در فقر چشم از جهان فروبست.
شاهکار او، که برخی معتقدند نگهبان ادب فارسی است، مشهورترین و روان ترین اثر حماسی در ادبیات ایران زمین است. بخشی از شاهنامه حاوی ترجمههایی از داستانهای اساطیری از زبان پهلوی(فارسی میانه) است. بعد از فردوسی، شاعران زیادی خواستند که راه وی را با سرودن اشعاری به همان سبک و با همان موضوع تقلید کنند، اما بدون استثنا هیچکدام موفقیت فردوسی را پیدا نکردند؛ و شاهنامه هنوز بعد از گذشت هزار سال در دل ایرانیان جایگاه ویژهای دارد. از معروفترین ابیات استاد این است:
|
بناهای آباد گردد خراب |
|
ز باران و از گردش آفتاب |
|
پِی اَفکندم از نظم کاخی بلند |
|
که از باد و باران نیابد گزند |
|
بسی رنج بردم در این سال سی |
|
عَجَم زنده کردم بدین پارسی |
(توماس کارلاین)
من در میان دریایی ایستاده ام و شن های ریز طلایی ساحل را درون دستانم گرفته ام. ببین چگونه از لای انگشتان مرتعش و فشرده ام می لغزند و به دریا فرو می ریزند! مشت هایم را سخت تر می فشارم تا شاید بتوانم شن ها را درون دستانم نگاه دارم. اما افسوس كه هر چه سخت تر می فشارم، شن ها به سرعت و پوزخند زنان از لای انگشتانم فرو می ریزند و من اشكی چند از دیدگان فرو می ریزم!
آه خدایا، چرا من نمی توانم آن ها را در آغوشم بفشارم. خدایا آیا من نمی توانم حتی دانه ای ریز از این شن ها را از دست امواج بی رحم دریا نجات بخشم !؟ آه خدایا، آیا عشق را نیز نمی توان هیچ گاه در دستان خویش نگه داشت
!آیا تمام چیزهایی كه ما می بینیم، یا می پنداریم كه می بینیم! چیزی نیست جز رویایی در خواب ؟؟
و نميدانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از ژی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب الوده به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من ارام ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد ازارم
و من انديشه کنان غرق درين ژندارم
که چرا
خانه ی کوچک ما سيب نداشت...
آمَنتُ بِاللهِ، وَکَفَرتُ بِالطَّاغُوتِ، اللّهمَّ احفَظني فِي مَنامي وَيَقظَتي
به خداي ايمان دارم، به طاغوت کفر مي ورزم، خداوندا مرا درخواب وبيداري (قيامت) حفظ فرما. سال وفات او را سال 148 هجري وسن اورا 65 سال ذکر کرده اند.
