مردى از شام به تحريك معاويه، روزى امام را به دشنام گرفت. امام (ع) چيزى نفرمود تا ساكت شد ; آنگاه با لبخندى شيرين او را سلام گفت و فرمود: «پير مرد! فكر مى كنم غريب هستى، و گمان مى كنم در اشتباه افتاده اى، اگر از ما رضايت بخواهى، خواهيم داد و اگر چيزى بطلبى;اگر راهنمايى مى جويى، راهنماييت خواهيم كرد ; اگر بارى بر دوش دارى ; بر مى داريم و اگر گرسنه اى سيرت مى سازيم ; اگر نيازمندى، نيازت را بر مى آوريم، هر كارى دارى، در انجام آن حاضريم. و اگر بر ما وارد شوى، راحت تر خواهى بود كه وسايل پذيرايى از هر گونه ما را فراهم است.»
مرد، شرمسار شد و گريست و گفت: «گواهى مى دهم كه تو جانشين خداوند بر زمينى، خدا بهتر مى داند كه رسالت خويش را، كجا قرار دهد. تو و پدرت، نزد من، مغبوضترين بوديد، اما اكنون محبوب ترين هستيد.»
پيرمرد آنروز مهمان امام شد و چون از آنجا رفت به دوستى آن گرامى، گرويده بود.
اسحاق نيوتن: نمي دانم كه در جهان چگونه به نظر مي رسم اما از نظر خودم بچه اي
هستم كه در هنگام بازي در كنار دريا شن هاي نرم و قشنگي براي بازي پيدا مي كنم
و صدف هايي قشنگ تر از آن در حالي كه اقيانوسي از حقايق كشف نشده در مقابل
من مي باشد.
در بهشت سه قسم سلام وجود دارد: مرتبه ي اول سلام مومنين به به يكديگر است كه وقتي به يك ديگر برخرد مي كننددرود مي فرستند- مرتبه ي دوم سلا مبر ملائكه ي اهل ايمان- مرتبه سوم سلا مخداوند بر بنده اي مؤمن.
